Va… Patricia Fernandez

Va… Patricia Fernandez

Va is proud to hold a Skype talk by Patricia Fernandez in Jan 22, 2016 at 10:30 am Iran Time



Va…Patricia Fernandez
Va is so excited to hold an artist talk by Patricia Fernandez on Friday January 22nd. Patricia will talk trough Skype at gallery Aknoon, 10,30 am Iran time.For more information you could check out:

Artist Statement

My work uses personal narrative, memory, omission, and abstraction to transmit histories and build connections between people and places. By applying an archeological approach to the family archive, my work reveals the inaccuracy of our inherited memories and the subjectivity of personal experience. Painting, drawing, carving and object making are the tools that I use to recuperate an unknown history. By creating installations, the sculptures and paintings in my work become layered fragments of an experience, the ephemera of a subject’s identity formation, the conflation of time and place. The collected pieces act as a continuation and a product of the transmission of ideals and histories. Like the copier of the copier of the copier, ad infinitum, I reconstruct a new form, with the purpose to investigate the memories that are misremembered. Each element on its own, and also as a part of a larger ongoing collection, builds the narrative that serves as a recuperation of history.

Ruth Estevez: Let’s talk about the figure of the exile in your work. Many of the stories that you tell come from people who were forced into exile and whose (personal) stories were translated to another country and to different circumstances, while other stories are from people who returned later. In both cases, there is a need to reconstruct a personal diary in the dialogues with you, not so much of what really happened to them but also about what they imagined happened on the other side.


The diary that Bertolt Brecht kept during his exile from Germany in World War II (the Arbeitsjournal, 1938-1955) comes to mind. The diary was made of images from the newspapers related to the war in Germany and with phrases, taken from different times in history, added as a way to denounce barbarism. For Brecht, a personal diary of an exile wasn’t so much about their life outside the country but instead the interpretation (in this case through newspaper images decontextualized by the use of collage) of what was happening in the country they had left behind or of what they imagined was happening. How do you move between those who left and those who remained?

Part of Patricia interview with Ruth Estevez from Redcat gallery in Los Angles:

Patricia Fernández: The first person whose path I followed, whose story I began to retrace for the web that constructs the work, is that of a family friend who was exiled to France at the end of the civil war but was later able to return to Spain during the Regime. He sat me down one afternoon as if to tell me about images that he had long been collecting, with words that needed to be spoken before they were forgotten. After hearing his memory of “…eso fue La Retirada”, I wrote down what I remembered, as he had remembered. I followed the path that he described over the Pyrenees; the path of his exile took me to several places that reappear in the work, in various people’s memories. This first journey took me to Bordeaux, where I spent several months and I met others whose stories they would share from the perspective of the permanent exile.

For example, Eduardo whom I met in Bordeaux was very invested in rewriting his personal story; he did some painting in the evenings, mostly landscapes of Spain from memory. I was interested in working with him because of his desire to inscribe his memory as history and because of his nostalgia for a future Spain that was in the past- and had never happened.  He imagined the past and he imagined a place that didn’t exist- which he painted- and I painted after him. His memories became conflated with my memory of his memories and that place of being from someplace but not really from a place- that stuck with me.

My relationship to Spain, and its history is more imagined than real – not that it is not real- but it is more questionable, constructed and lived in my head.

After Eduardo left Spain in 1939 he had travelled back only illegally, to smuggle papers and aid the resistance in the 60s. His time in Spain had always been brief, and his perspective on the events of the civil war as well as the ensuing dictatorship existed from this really isolated perspective- what I mean to say is that the few people that he shared this history with were no longer alive or they were too old to remember. So it was if he was this really solid living-walking-memory being; the language he used while recounting his memory felt as if it was right there. The history was being relived every time. Because he had to keep it so alive.

As I continued my walks over the Pyrenees (it was he who directed me on the second walk), I ended up back in Spain and inevitably too heard stories of those who stayed after the civil war. The isolated nature of the villages in the Pyrenees make it quite alive with stories of the war, and the aftermath. Eduardo’s participation in a fight against fascism was reminiscent of fragments of past stories I had heard from people I met, my parents, grandparents, and other distant relatives. It became natural for me to share the stories I had heard in France of those exiled with those that had stayed in Spain. I became a messenger between two places and very much always stayed in between, both literally and metaphorically.

I remained located in the Pyrenees mountain range; this was my agency, to pass through this place experiencing the stories of the past in the landscape and to retell the stories on the other side of the border. This was how I could form a connection to these memories, through my body in the present.




با ما همراه شوید برای مرور بر آثار پاتریشیا فرناندز و گفتگوی اسکایپی با او. 

زمان: جمعه 2 بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۳۰ صبح

مکان: گالری اکنون، خیابان خاقانی، کوچه افشین، بن بست حریر، شماره9، طبقه سوم.  میزان هزینه اختیاری است.

حضور به موقع شما الزامی است. درصورت تمایل به شرکت در جلسه تا روز قبل ازجلسه با ایمیل یا پیام تلفنی به ما اطلاع دهید.

در ضمن برای آشنایی با آثار هنرمند می توانید به وبسایت هنرمند مراجعه کنید.

درباره هنرمند:

پاتریشیا هنرمند اسپاتیایی ساکن لس انجلس است. او درباره کارهایش می نویسد:

کار من از روایت‌هایِ شخصی، خاطرات، نسیان و انتزاع برای انتقالِ تاریخ و ایجادِ پیوند میانِ آدم‌ها و مکان‌ها، شکل می‌گیرد.

برخورد شبهِ دیرینه‌شناسانه‌ی من با آرشیو‌ِ خانوادگی، باعث می‌شود که کارهایِ من تفاوت میانِ تجربه‌ی شخصیِ منحصر به فرد و خاطره‌ی به‌جای مانده از آنها را آشکار کنند. طراحی و نقاشی، کنده‌کاری و حجم‌سازی، ابزارهایی هستند که من برای بازسازیِ یک تاریخِ ناشناخته به کار می‌گیرم.

با خلقِ چیدمان، مجسمه‌ و نقاشی کار من تبدیل به لایه‌های برهمِ یک تجربه می‌شود. نوعی تشریحِ روزانه‌ی ساختارِ هویتی یک موضوعِ مشخص و نوعی تلفیقِ مکان با زمان. این تکه‌هایِ گردآوری شده به مثابه بسته‌هایِ حاملِ وقایع و آرمان‌ها در گذر زمان عمل می‌کنند. مثلِ رونوشت برداری از کپیِ یک کپی، تا ابد، من فرم تازه‌ای را بازتولید می‌کنم تا خاطراتِ ازیادرفته را وارسی کنم. هرکدام از عناصرِ کار به تنهایی، یا به عنوان بخشی از مجموعه‌ای بزرگتر درحالِ شکل‌گیری، برای بازسازیِ کلیتِ روایتی تاریخی به کار گرفته می‌شوند.

بخشهایی از مصاحبه‌ ی پاتریشیا فرناندز با روت استیوز از طرف گالری ردکت لس انجلس:

س: بیایید در باره‌ی نمودِ تبعید و جلای وطن در کارهایتان حرف بزنیم. بسیاری از داستان‌های شما  درباره‌ی افرادی‌ست که مجبور به ترک وطن شده‌اند و روایت آنها از کشوری دیگر و شرایطی متفاوت با آنچه در کشور خودشان در جریان بوده بازگو شده‌است، یا افرادی که پس از تبعید مجدداً به کشورشان بازگشته‌اند. در هر دو صورت نیاز بوده که در گفتگو با شما یادداشتهایی را بازتولید کنند که لزوماً همه‌ی آن واقعاً بر آنها نگذشته، بلکه همچنین تصورات آنها از اتفاقات جاری در سوی دیگر مرزها را نیز شامل می‌شود.

به یاد یادداشتهای به جا مانده از برتولت برشت در دوره‌ی جنگ دوم جهانی (the Arbeitsjournal, 1938-1955)  می‌افتم. یادداشتها با بریده‌ی مطالب روزنامه‌ها حول موضوع جنگ در آلمان شکل گرفته بود و تفاسیری از ادوار مختلف تاریخی را نشان می‌داد که با هدف تقبیح و برعلیه بربریت و توحش خلق شده بود. برای برشت معنی تبعید آنچیزی که در خارج از آلمان می‌زیست نبود، بلکه بازنمود روزنامه ها ( با کلاژ تصاویر و بازچینش جملات و کلمات)  از آلمانی بود که پشت سر نهاده بود، یا چیزی که تصور می‌کرد آنجا در جریان است. چگونه میان این دو دسته از آدمها که جلای وطن می‌کنند یا در کشورشان می‌مانند حرکت می‌کنید؟

ج: نخستین سرنخی را که دنبال کردم، داستان یک دوست خانوادگی بود که در جریان جنگهای داخلی اسپانیا در طول دوره‌ی رژیم فرانکو به فرانسه گریخته بود، و من شروع کردم به بازسازی این داستان روی صفحاتی که کار من را تشکیل می‌دهد.

یک روز بعدازظهر من را دعوت کرد تا در باره‌ی تصویرهایی که در طول سالها جمع‌آوری کرده بود با کلماتی که باید و شاید، پیش از آنکه فراموش کند، حرف بزند. پس از شنیدن خاطراتش از «… eso fue La Retirada» هر چیزی که خاطرات او برایم زنده کردند را نوشتم.  رد مسیری را که او روی پیرنه برایم شرح داده بود گرفتم، ردگیریِ مسیر فرار او مرا به مکانهای مختلفی رهنمون شد که بازنمود آنها را در کارم از زاویه‌ی دید خاطراتِ افراد مختلف، مشاهده می‌کنید. این اولین سفر مرا به بوردو کشید، جایی که افرادی را ملاقات کردم تا همان داستان را از زاویه‌ی دیدِ آدمهایی بشنوم که برای همیشه جلای وطن کرده بودند.

برای مثال: ادواردو را که در بوردو ملاقات کردم خودش را وقف بازنویسی تجربه‌ی شخصی‌اش کرده‌بود. عصرها نقاشی‌هایی کرده‌بود. بیشترشان چشم‌اندازهایی خیالی از اسپانیا بودند. من بسیار علاقه‌مند شدم که با او کار کنم از آن‌جهت که او سعی می‌کرد تصویرِ خواهش‌هایِ درونی‌اش را به مثابه تاریخ‌ نقش کند و هم به جهت حس عاطفی‌اش نسبت به آینده‌ای از اسپانیا که دورانِ شکوهِ خیالی آن را احیا کند. ادواردو گذشته و مکان‌هایی را به خاطر می‌آوَرْد که آن‌گونه که او و من به پیروی از او نقاشی می‌کردیم وجود خارجی نداشتند. خاطرات او با تصوراتِ من از آنها در هم می‌آمیخت و مکان‌هایی هم که به شکلِ ذهنی در آنها با هم شریک می‌شدیم با من عجین می‌شدند.

رابطه‌ی من با اسپانیا و تاریخ آن بیش از آنکه واقعی باشد وابسته به همین تخیلات است، نه اینکه واقعی نباشند، اما بسیار جای اما و اگر هستند، بیشتر ساخته و پرداخته‌ی ذهن من هستند.

بعد از آن‌که ادواردو اسپانیا را در سال ۱۹۳۹ ترک کرد، تنها چند بار در دهه‌ی شصت با اوراق جعلی و به کمک نیروهای مقاومتِ آن دوره به صورت قاچاقی به اسپانیا باز گشت. دوره‌های حضور او در خانه بسیار کوتاه بود. شناخت او از وقایع جاریِ جنگهای داخلی به کیفیت همان دیکتاتوریِ برآمده از جنگ به واسطه‌ی چنان وضعیتِ خارج از بطنِ ماجرایی بود. منظورِ من این است که کسانی که او داستان‌هایش را برایشان می‌گفت یا دیگر مرده‌بودند یا آنقدر پیر بودند که دیگر چیزی از آن به یاد نمی‌آوردند.

وجود ادواردو به صلبیت همان حافظه‌ی زیستِ در عبور شده بود. زبانی که او برای بازگو کردنِ خاطراتش به کار می‌گرفت به گونه‌ای بود که گویا در همان لحظه در آن مکان بود. گویی هر بار که تاریخ را تعریف می‌کرد آن را باز می‌آزمود، چراکه می‌بایست آن را پویا و زنده نگه‌میداشت‌.

هنچنان که به عبور از پیرنه ادامه می‌دادم ( آنگونه که ادواردو من را به سمت دومین پیاده‌روی سوق داده بود) به توقف مجدد در اسپانیا انجامید؛ به شنیدن و دیدن افراد و مکان‌هایی که او در طول توقفش در طول سالهای جنگ داخلی آنجاها بود. طبیعت جداافتاده‌ی روستاهای کوهستانی پیرنه داستانهای جنگ و پی‌آمد‌هایش را زنده نگه‌داشته بود. مشارکت ادواردو در نبرد علیه فاشیسم یادآور داستان‌هایِ پراکنده‌ای بود که پیشتر از این و آن شنیده‌بودم، پدر و مادرم، پدر بزرگ و مادر بزرگ و آشنا‌های دور و نزدیک. طبیعتاً حالتی بود که روایتِ اسپانیایی‌ِ تبعیدی های فرانسه را برای خودِ آدمهایِ مانده در اسپانیا بازگو کنم. من پیغام رسانِ میانِ این دو گروه و دو مکان شده بودم. هم به شکل استعاری هم به معنایِ واقعی کلام.

برای مدتی در منطقه‌ی پیرنه ماندم. اینجا کارگذاریِ من بود تا از تجربه‌ی مکان به تجربه‌ی داستان‌هایی که در اینجا رخ‌داده بود گذر کنم و همین تجارب را در سویِ دیگر مرز بازگو کنم. این‌ روش من برای برقراری پیوند میانِ بودنم در این لحظه و خاطرات بود.