Va…Shahram Khosravi… New Media society

Va… Shahram Khosravi… New Media Society

DSC_0098    DSC_0103   DSC_0104

Va in partnership with New Media Society:

Conversation on anthropology and culture;

Shahram Khosravi has a PHD in Anthropology and is Associate Professor at Stockholm University and the author of two books: Young and Defiant in Tehran, University of Pennsylvania Press (2008) and The Illegal Traveler: an auto-ethnography of borders, Palgrave (2010). He has been an active writer in the Swedish press and also written fictions; ‘Round Trip to Ithaca’ in Exiled Ink! Magazine (2011) and ‘The Persian Escort’ in Collective Exile (2013).

Writing Iranian Culture by Shahram Khosravi is the main focus reading of the talk.

 

‘نشستی با شهرام خسروی با همکاری ‘ جامعه نیو مدیا
“نشستی درباره فرهنگ و مردم شناسی، نگاهی از حاشیه به مرکز″
“نگارش فرهنگ ایرانی”
 مقدمه :در گذار از قرن بیست ام میلادی، انسان شناسان اروپائی و آمریکائی به منظور نگاشت، تحلیل و درک «دیگران» به بخش های متفاوتی از جهان سفر نمودند. رشته انسان شناسی اگرچه به عنوان بخشی از سیستم آموزشی نوگرا در نقاط دیگر دنیا نیز پدیدار شده است. برخلاف الگوی سنتی که نشانگر رابطه ای سه ضلعی میان انسان شناسان غربی، زمينه هاى مطالعه غیر-غربی ومخبران بومی می باشد، هم اکنون شمار روز افزونی از انسان شناسانى که به آنان لقب «انسان شناسان خانگى» داده شده وجود دارد كه در خانه فعالیت می كنند. در بسیاری از موارد، انسان شناسان غیر اروپائی از این علم به عنوان رشته ای تحت تسلط غرب ياد كرده و آن را نقد مى كنند (اسد ۱۹۷۳)، موضوعی که موجب به وجود آمدن گرايشی که امروزه از آن به عنوان «انسان شناسی فطری» یاد می کنیم شده است (فهیم ۱۹۸۲). این واکنشی است سریع در تقابل با گونه هائی از بازنمائی های انسان شناسانه جوامع غیر-غربی.
در ایران نیز انسان شناسی بومی شده و مشخصاتی ملی به خود گرفته است. تاریخچه انسان شناسی در این کشور به دهه ۳۰ میلادی و اوج گرفتن دولتی نوگرا باز می گردد. این مقاله بر پایه مشاهده بنده از این رشته از میان بازنگری های محدود ادبی و رشته ای از مکاتبات شخصی ام با انسان شناسان ایرانی، بازتابی است از نقش و جایگاه آن در جامعه ایرانی. این مقاله بازنگری تاریخی از انسان شناسی در ایران و همینطور پژوهشی سیستماتیک از انسان شناسان ایرانی نمی باشد (برای داشتن مطالعه ای فراگیر از انسان شناسی در ایران به کتاب نوشته شهشهانی چاپ ۱۹۸۶، کتاب فاضلی چاپ سال ۲۰۰۶ و همچنین کتاب نوشته نجم آبادی به تاریخ ۲۰۱۰ مراجعه نمائید.) هدف از نگارش این مقاله اکتشاف زمینه ای است که انسان شناسی در ايران توسط آن بسط یافته و به آن پرداخته می شود. در ادامه رویکرد انسان شناسی تهران-محور را به منظور نشان دادن مفهوم «دیگری» ایرانی را بررسی خواهم کرد؛ همچنین نگاهی به نقش انسان شناسی در پیدایش دولت ایرانی نوگرا وهمينطور این موضوع که چگونه به وجود آوردن انسان بومی «بدوی» در ساخت یک فرهنگ انسان شناسانه ملی تهران-محور همکاری داشته است، خواهم داشت. اگرچه انسان شناسان ایرانی یک گروه همگن و هم تبار را تشکیل نمی دهند. در این مقاله، تمرکز اسمى از اين رشته بر یک سو می باشد، و آن لفظ مردم شناسی است (به پائین صفحه رجوع شود).  تعابیر و ترجمه های گوناگونی از این لغت در زبان فارسی مانند قوم شناسی و انسان شناسی وحود دارد؛ ولی عبارت متداول و رسمی آن «مردم شناسی» بوده است.
ملاحظات پایانی: چه به عنوان پروژه ناسیونالیستی دیکته شده توسط دولت و چه به عنوان وسیله ای برای طراحی استدلالی شیعه محور و بومی مدار، مردم شناسی رشته ای تهران-محور بوده است که هدف اصلی آن ساخت مفهوم مشترک ملی ایرانی بودن بوده و هست. مردم شناسی را به سختی می توان نسخه ای دیگر از مدلی از فرهنگ فولکلور ديد و به صورت کلی به عنوان راهی برای بازتولید آن مورد پرداخت قرار می گیرد. بر پایه شرق شناسی درونی شده، اسباب این پژوهش گونه ای محلی از مفاهیم، رده بندی ها و قواعد انسان شناسی غربی را تولید می کند. بنده مدعی این موضوع نمی باشم که مطالعات کوچ نشینی، فولکلور و یا مطالعات فرهنگی ماده گرایانه در درک و دریافت جامعه ایرانی بی اهمیت هستند؛ همینطور مدعی اهمیت و ارزش والای آثاری که توسط انسان شناسان گوناگون ایرانی به وجود آمده نيز، نیستم. در غیاب جامعه شناسی کیفی در ایران، انسان شناسی می تواند در حصول درکی از جامعه معاصر ایرانی مؤثر باشد.
در هر صورت، انسان شناسی می بایست بیشتر به گونه ای از فن انتقاد فرهنگی با نگرشی آشنائی زدایانه باشد؛ شیوه ای انتقادی که بر پایه مفروضات و رده بندی هائی قابل اطمینان مطرح شود. نیاز به بازتابندگی و مباحثه پیرامون پی آمد های زبان و طریقه های نویسندگی وجود دارد. انسان شناسان ایرانی می بایست درباره این موضوع که برای چه مخاطبانی می نویسند تآمل كنند؛ برای همکاران، برای کسانی که مشغول به تحصیل هستند، یا برای کارمندان دولت؟ یافتن زبانی متمایز با آنچه که آهم اکنون در دستگاه اداری استفاده می گردد -که هنجاری، اخلاق گرایانه و تهران محور است-، حائز اهمیت می باشد. مسیر جدید وهمچنان خُردی که در بین برخی از انسان شناسان ایرانی که عبارت انسان شناسی را برای جداساختن خود از مردم شناسی به کار می گیرند، نیازمند توجه بیشتری به اقدامات قومیت نگارانه و بررسی میدانی روش شناسانه می باشد. مخاطره زیادی وجود دارد که این مسیر جدید بیشتر از انسان شناسی وارد حیطه مطالعات فرهنگی شود.
انسان شناسی با توجه نمودن به اشتباهات خود توسعه یافته است. اگر انسان شناسی در ساخت فرهنگ مؤثر باشد، امروزه انسان شناسی موجود است که مخالف این موضوع مى باشد(ابو-لوقد ۱۹۹۱). اگر در گذشته انسان شناسی مردم را به واحد های ساده فرهنگی تقلیل می داد، امروزه به پیچیدگی های فرهنگی و چند پارگی های موجود در جوامع اشاره دارد. مردم شناسی  می بایست از اشتباهات خود درس گرفته تا قادر به تغییر جهان، سبک زندگی جهانی شده، ارتباطات میان قومیتی و پیچیدگی های موجود در جوامع کوچک باشد